ضماير (فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي و...)
ضمير کلمهاي دستوري يا گرامري است که جانشين يک اسم يا عبارت اسمي ميشود. ضميرها انواع مختلفي دارند که مهمترين آنها عبارتند از: ضماير فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي، اشارهاي، نامعين، نسبي و سؤالي که از اين ميان ضماير فاعلي، مفعولي ملکي و انعکاسي جزو ضماير شخصي به حساب ميآيند.......
DESPAIRING cries float ceaselessly toward me, day and night,
Come tell me where I am speeding—tell me my destination.
گریه های نا امیدانه بی وقفه شباروز به سوی من جاری ست
صدای غمناک مرگ- ندای دوستدار همیشه نزدیکم ، که طنین می اندازد، هشدار میدهد و در تردید است
این دریائی که شتابان قرار است از آن بگذرم، بیا و بگو
بیا و به من بگو که بکجا چنین شتابان میروم- بگو مقصدم کجاست.
Don't get married. Find a woman you hate and buy her a house. It's a lot easier on you.
ازدواج نکن. یه زنی پیدا کن که ازش متنفری و واسش خونه بخر. این کارخیلی راحتتر است.
Losing a husband can be hard. In my case it was almost impossible.
از دست دادن شوهر خیلی سخت است. و واسه من تقریبا غیرممکن است.
As I said before, I never repeat myself.
همونطور که قبلا گفتم من یه حرف رو دوبار تکرار نمیکنم.
Lord, if I can't be skinny, please let all my friends be fat.
خدایا اگه ممکن نیست که من باربی بشم پس یه کاری کن که همه ی دوستانم چاق شوند.
Taking a test is one thing,
acting on the result is quite another."
Successful learners use their test results as a starting point for setting new goals. Please enjoy our free tests in the menu below
در روياهايم ديدم که با خدا گفت و گو مي کنم. خدا پرسيد:پس تو مي خواهي با من گفت و گو کني؟من در پاسخش گفتم:اگر وقت داريد.خدا خنديد و گفت: وقت من بي نهايت است.
در ذهنت چيست که مي خواهي از من بپرسي؟پرسيدم:چه چيز بشر شما را سخت متعجب مي سازد؟خدا پاسخ داد:کودکي شان.اينکه آنها از کودکي شان خسته مي شوند،عجله دارند که بزرگ شوند. و بعد دوباره پس از مدت ها ، آرزو مي کنند که کودک باشند ... اينکه آنها سلامتي خود را از دست مي دهند تا پول به دست آورند و بعد پولشان را از دست مي دهند تا دوباره سلامتي خود را به دست آورند.اينکه با اضطراب به آينده مي نگرند و حال را فراموش کرده اند و بنا بر اين نه در حال زندگي مي کنند و نه در آينده.
اينکه که آنها به گونه اي زندگي مي کنند که گوئي هرگز نمي ميرند و به گونه اي مي ميرند که گوئي هرگز زندگي نکرده اند.دستهاي خدا دستانم را گرفت براي مدتي سکوت کرديم و من دوباره پرسيدمبه عنوان يک پدر مي خواهي کدام درس هاي زندگي را فرزندانت بياموزند؟ او گفت: بياموزند که آنها نمي توانند کسي را وادار کنند که عاشقشان باشد ، همه کاري که مي توانند انجام دهند اين است که اجازه دهند خودشان دوست داشته باشند.
بياموزند که درست نيست خودشان را با ديگران مقايسه کنند ،بياموزند که فقط چند ثانيه طول مي کشد تا زخم هاي عميقي در دل آنان که دوستشان داريم ايجاد کنيم اما سالها طول مي کشد تا آن زخم ها را التيام بخشيم.بياموزند ثروتمند کسي نيست مه بيشترين ها را دارد ، بلکه کسي است که به کمترين ها نياز دارد.بياموزند که آدمهايي هستند که آنها را دوست دارند فقط نمي دانند که چگونه احساساتشان را نشان دهند، بياموزند که دو نفر مي توانند با هم به يک نقطه نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند.
بياموزند که کافي نيست فقط آنها ديگران را ببخشند،بلکه آنها بايد خود را نيز ببخشند.من با خضوع گفتم:از شما به خاطر اين گفت و گو متشکرم آيا چيز ديگري هست که دوست داريد فرزندانتان بدانند؟ خداوند لبخند زد و گفت : فقط اينکه بدانند من اينجا هستم،هميشه.
از : رابيندرانات تاگور
هر سه كلمهی write و rite و right یك تلفظ مشابه دارند، اما از نظر معنی و مفهوم هر كدام با دیگری تفاوت دارند. وقتی میخواهید نامه یا مقالهای به زبان انگلیسی بنویسید، اغلب این گونه كلمات را با هم اشتباه میگیرید و حاصل آن یك مطلب به سر و ته در میآید. به همین خاطر كتابی كه مجموعهی چنین كلماتی را در خود جمع كرده باشد تا همواره بتوان با مراجعه به آن جلوی اشتباهات لپی را بگیرید، شدیدا احساس میشود. این كتاب میتواند به عنوان نقش یك مرجع عالی را برای شما بازی كند و جلوی اشتباهاتی را كه معمولا در مورد كلمات همآوا، و متشابه و كلماتی كه اغلب آنها را به جای هم به كار میبرند، میگیرد.
این كتاب در قطع پیدیاف و 100 صفحه در حدود 900 كیلوبایت حجم دارد و مطمئن باشید كه خدماتی را كه ممكن است در هنگام نوشتن به شما بكند، با هیچ معیاری نمیتوان اندازه گرفت. اگر با زبان انگلیسی سر و كار دارید، همین حالا به قسمت لینکدونی تشریف ببرید و کتاب را دانلود کنید
دلايل اصلي
ناكامي در يادگيري زبان
بشر در هيچ دورهاي اين چنين با حجم انبوهي از دادهها و اطلاعات مواجه نبوده است. سرگرداني انسان امروز، انتخابي مناسب از بين هزاران امكاني است كه عمر كوتاهش را بر نميتابد و اين سرگرداني، در انتخاب......
ضماير (فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي و...)
ضمير کلمهاي دستوري يا گرامري است که جانشين يک اسم يا عبارت اسمي ميشود. ضميرها انواع مختلفي دارند که مهمترين آنها عبارتند از: ضماير فاعلي، مفعولي، ملکي، انعکاسي، اشارهاي، نامعين، نسبي و سؤالي که از اين ميان ضماير فاعلي، مفعولي ملکي و انعکاسي جزو ضماير شخصي به حساب ميآيند.........
روشهای فراگیری لغات
به خاطر سپردن لغتهای یک زبان خارجی می تواند یکی از بخشهای خسته کننده در فراگیری زبان باشد. خوشبختانه روشهای مختلفی برای سرعت بخشیدن و نیز لذت بخش کردن آن وجود دارد که در ادامه به آن می پردازیم:
نامهي ابراهام لينکن به آموزگار فرزندش
او بايد بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نيستند. امّا به فرزندم بياموزيد که به ازاي هر شيّاد، انسانهاي صديق هم وجود دارند. به او بگوئيد در ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر باهمتي هم وجود دارد. به او بياموزيد که در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست. ميدانم که وقت ميگيرد؛ امّا به او بياموزيد که اگر با کار و زحمت خويش يک دلار کاسبي کند، بهتر از آن است که جايي روي زمين پنج دلار پيدا کند.
به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذّت ببرد. او را از حسادت بر حذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را يادآور شويد. اگر ميتوانيد به او نقش مهم کتاب را در زندگي آموزش دهيد. به او بگوييد تعمّق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان، به گلهاي درون باغچه، به زنبورها که در هوا پرواز ميکنند، دقيق شود.
به فرزندم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است که مردود شود، امّا با تقلّب به قبولي نرسد. به او ياد بدهيد با ملايمها، ملايم رفتار کند و در مقابل زورگويان تسليم نشود. به عقايدش ايمان داشته باشد، حتي اگر همه خلاف او حرف بزنند، به او ياد بدهيد که همه حرفها را بشنود و سخني را که به نظرش درست ميرسد، انتخاب کند. ارزشهاي زندگي را به فرزندم آموزش دهيد. به او ياد بدهيد که در اوج اندوه تبسّم کند. به او بياموزيد که در اشک ريختن خجالتي وجود ندارد. به او بياموزيد که ميتواند براي فکر و شعورش مبلغي تعيين کند؛ امّا قيمتگذاري براي دل بيمعناست.
اعداد اصلي و ترتيبي
Ordinal and cardinal numbers
اعداد اصلي (cardinal) همان اعداد معمولي هستند. اعداد ترتيبي (Ordinal) اعدادي مانند اول، دوم، سوم، و .... هستند. به غير از چند استثنا براي ساختن عدد ترتيبي به آخر عدد th اضافه ميكنيم. (در عدد يك از st – در عدد دو از nd و در عدد 3 از rd استفاده ميشود.) بقیه در ادامه مطلب
سلام
یک آهنگ بسیار فوق
العاده از جنیفر لوپز با همراهی مارک آنتونی...لینک کلپش رو هم گذاشتم
حتما ببینین وگرنه از کفتون می ره! از جنیفر لوپز یکی همین آهنگ و یکی هم
آهنگ Ain't It Funny رو خیلی دوست دارم.
جبران خلیل جبران شاعر ، نقاش، نویسنده و متفکر لبنانی که در عمر کوتاه 48 ساله ( 1883 تا 1931 ) خویش راز های بسیاری را با آینده گان در میان گذاشت باز گویم و بدین شکل یادش را گرامی دارم.
زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند . جبران خلیل جبران
چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم. جبران خلیل جبران
هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران
و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران
چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران
این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران
اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبران
دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است. جبران خلیل جبران
رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران
پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! . جبران خلیل جبران
مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل عطا یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد . جبران خلیل جبران
ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی . جبران خلیل جبران
وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا قانونی که تو را در مقابل من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است. جبران خلیل جبران
مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : “چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! ” .
زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد ” لباست کو؟!
” و از بی پناه سوال نمی کند ” خانه ات کجاست ؟! ” . جبران خلیل جبران
تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند . جبران خلیل جبران
شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که انسان را تنها نیمه سیر کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره ای مسموم سازد ، و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش انسانی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد. جبران خلیل جبران
کار تجسم عشق است. جبران خلیل جبران
به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود . جبران خلیل جبران
اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط . جبران خلیل جبران
مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید . جبران خلیل جبران
شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ . جبران خلیل جبران
از يك خود كامه، يك بدكار، يك گستاخ، يا كسی كه سرفرازی درونی اش را رها كرده، چشم نيك رای نداشته باش . جبران خلیل جبران
زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست . جبران خلیل جبران
برادرم تو را دوست دارم ، هر كه می خواهی باش ، خواه در كليسايت نيايش كنی ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههای گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتنی “يگانه برتر ” هستند ، همان دستی كه سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايی و بالندگی جان می بخشد . جبران خلیل جبران
در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید . جبران خلیل جبران
چه ناچيز است زندگی كسی كه با دست هايش چهره خويش را از جهان جدا ساخته و چيزی نمی بيند، جز خطوط باريك انگشتانش را . جبران خلیل جبران
حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر . جبران خلیل جبران
چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران
بسياری از دين ها به شيشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بينيم، اما خود، ما را از راستی جدا می كنند . جبران خلیل جبران
ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار . جبران خلیل جبران
زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دين شماست .آنگاه كه به درون آن پای می نهيد، همه هستی خويش را همراه داشته باشيد . جبران خلیل جبران
گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند
به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند . جبران خلیل جبران
انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پيش رفته و راه بشريت را روشن می سازد . جبران خلیل جبران
اگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، هم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه های دل بدو برگشایید .
که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، همچنانکه رودخانه و دریا . جبران خلیل جبران
اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد . جبران خلیل جبران
به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند . جبران خلیل جبران
براستی آيا اين خداوند است که انسان را آفريده است يا عکس آن؟
خداوند، درهای فراوانی ساخته که به حقيقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ايمان به آن می کوبند ، باز می کند.
نيکی در انسان بايد آزادانه جريان و تسرِی يابد . جبران خلیل جبران
همه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و هر آنچه درون شماست ، در خلقت است. جبران خلیل جبران
شايد بتوانيد دست و پای مرا به غل و زنجير کشيد و يا مرا به زندانی تاريک بيافکنيد ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آوريد. جبران خلیل جبران
آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور . جبران خلیل جبران